سيد كامل سيدي 81

در طي اين روند طبيعي و حرفه اي ، به مسائلي ناخوشايند و تجربه هايي مطلوب دست يافتم . فضاي حاكم بر جرياناتفرهنگ و شهر من (سنندج) خيلي غريب است ، غريب براي همه كساني كه نيم وجب جا و يك بند انگشتي هوا مي خواهند .با همه ناملايمت ها و فراز و نشيب هاي هميشگي پيش روي فعاليت اين نكته كه آينده و نهايت منتج به موفقيت به كدامين سوي ختم مي شود برايم مهم و بسي قابل تامل است.اين دو سال اخير روزهاي پركاري را تجربه كردم كه چاشني ثابت و هميشگي كارهايم : تنوع / كيفيت و مخاطب پسندي بود .براي هر صنف ، فرد و مجموعه اي جذب ، حفظ و تاثيرگداري بر مخاطب دغدغه هميشگي است . در كنار اين دغدغه ها و ذهنيت هاي پيش رونده كه هنرمند / مخاطب / اثر را به مسيري هدايت ميكند كه گاه ماندگاري و هويت هر سه عنصر بديهي را زير سوال مي برد ، نقش و تعهد هنرمن / جامعه چيست ؟ در قبال اين خطر و آفت چه كسي جوابگوست ؟ همه ؟ چرا بايد هميشه از يك سوي قضيه يك نفر بايد پيشقدم باشد تا معظلي برداشته شود و يا ايده اي نخشكد ؟ اگر خاستگاه و ملاك فرد حسي آكنده از لذت تقسيم لذت باشد هيچگاه اين اتفاق نمي افتد.حال در اين پيچ و خم و سرگرداني فضاي مسموم شهرم كه رقابت ، تعامل و هم انديشي به سخره گرفته شده چاره و راه حلي جز پيوستن به خلوت با نگاهي شخصي و فردي مي رود كه عقربه ها را مشايعت كنم تا در اين پراكندگي و انفصال سهيم باشم .

بگوييد : به اميد موفقيت در اين گام بيخيالي و بي مسئوليتي !!!

ميگويم : به شما پيوستم اي سرخوشان منگ ، تعهد را تف كرديد ممنون . . .

سنه / 5 ارديبهشت 1387