سكوت، يكي از ويژگي‌هاي شخصي و هنري «محمودكحيل» است. طرح‌هاي بدون كلام او بر خواننده تأثير مي‌گذارد و ذهن او را به فعاليت وا مي‌دارد. گاهي او لبخندي تلخ و دردناك را به تصوير مي‌كشد. هنرمندي كه بيشتر از كلام بر انديشه تكيه مي‌دارد، و به اين صورت براي هنر خود، زباني خاص ايجاد مي‌كند. طرح‌هاي او در مجلات روزنامه‌هاي جهان به چاپ مي‌رسند. «كحيل» پيشه‌ي خود را به عنوان طراح در شركتي تبليغاتي آغاز و سپس در مؤسسه آموزش تبليغات دانشگاه لبنان تحصيل كرد. در فعاليت روزنامه‌نگاري‌اش زياد به كلام تكيه نمي‌كند! او در مصاحبه‌هاي مطبوعاتي‌اش جانب كم‌گويي را رعايت مي‌كند و در صحبت درباره‌ي هنر و كارهايش بخيل است. شايد گفتگوي زير گفتگويي منحصر به فرد و موجز باشد كه تا حدي شخصيت و بعضي از افكار و اسرار پيچيده‌ي پيشه‌ي كاريكاتوري او را روشن كند.

* انديشه‌ي كشيدن يك كاريكاتور از كجا به شما دست مي‌دهد؟ و چه زماني به سراغ شما مي‌آيد؟

– شايد اين انديشه با ديدن عنواني در روزنامه صبح به ذهنم برسد، يا به واسطه‌ي شنيدن خبري از راديو، يا ديدن تصويري در تلويزيون، يا اصلاً تحت هيچ شرايطي به ذهنم نرسد!

* منتقدان بر اين باورند كه شرح تصوير با كلمات در كاريكاتور از نقاط ضعف هنرمند است، نظرتان چيست؟

– اعتقادي به اين مسأله ندارم، زيرا روش‌ها مختلف است. كساني هستند كه صددرصد به طراحي تكيه مي‌كنند و خوب، كساني هم وجود دارند كه به كلمات متكي هستند، و به هر حال طراحي روشي است كه فكر را تكميل مي‌كند.

* سطح سفيد كاغذ كه انتظار افكار شما را مي‌كشد، براي شما چه مفهومي دارد؟

– اين كه عمر من كفاف نمي‌دهد!

* براي انتقال آنچه در فكر داريم، آيا طراحي سياه و سفيد بهترين روش است؟

– شخصاً طراحي سياه و سفيد را ترجيح مي‌دهم.

* شخصيت‌هاي سياسي كه از كشيدن آنها اكراه داريد، چه كساني هستند؟

– شيمون‌پرز، زيرا شخصيت خاكستري است كه نه رنگ دارد و نه زندگي، برعكس اسلافش نظير؛ رابين، شامير و بگين.

* كدام يك از اين دو براي شما مهم‌تر است: انديشه يا شكل؟

– تا حدودي هر دو.

* وقتي كه شروع به نقاشي كردي، رقيبي كه پيش رو داشتي چه كسي بود؟

– اساسي‌ترين رقيب، خودم بودم.

* آيا شده احساس كني كه نمي‌تواني نقاشي كني؟ و چه زماني اين اتفاق رخ مي‌دهد؟

– به دفعات بسيار، اكثر اوقات پيش مي‌آيد، به ويژه زماني كه اتفاقات نااميد كننده رخ مي‌دهد.

* چرا برخي از كاريكاتوريست‌ها به شرح طولاني تكيه مي‌كنند؟

– در جهان عرب، كاريكاتوريست مظلوم است و احتمالاً مي‌ترسد كه انديشه‌ي معيني را شرح دهد، يا اين كه از سانسور مي‌ترسد كه نكند طراحي‌اش مبهم باشد، يا از ترس اين كه آنچه او در طرحش در نظر داشته، از آب درنيايد.

* آيا حس مي‌كني كه بايد نقاشي‌هايت در جهت آرماني باشد؟

– طبعاً.

* مي‌گويند كه كاريكاتورهاي شما نسخه‌ي مشابهي از كاريكاتورهاي «جك ديفيز» آمريكايي است؟

– در اول كارم زياد از او تأثير گرفته‌ام، اما فكر نمي‌كنم كارهايم شبيه به كارهاي «جك ديفيز» باشد.

*آيا اين سزاوار است كه كاريكاتوريستي به خاطر بعضي خطوط سياه و سفيد به قتل برسد، مثل بلايي كه به سر مرحوم «ناجي علي» آمد؟

– هيچ‌كس به خاطر طراحي يا گفتن حرفي، سزاوار مرگ نيست. آنچه كه بر سر مرحوم «ناجي» آمد، غم‌انگيزترين برگ تاريخ آزادي و هنر كاريكاتور عرب بود.

* اگر كاريكاتور نبود، چه شغلي را اختيار مي‌كردي؟

– پيانو مي‌نواختم.

* در كارهايتان چه كسي در پشت افكار شما وجود دارد؟

– خودم، فقط خودم.

* آيا سردبيران در انديشه‌اي كه شما تصوير كرده‌ايد، دخالت مي‌كنند و از شما مي‌خواهند كه تعديلي در آن به وجود آوريد، يا فقط نظر خودتان در آن طراحي مهم است؟

– ابداً دخالت نمي‌كنند و من جداً از رفتار سردبيراني مانند «عثمان‌العمير» در «شرق الاواسط» و «عبدالرحمن راشد» در «المجلة» در «عرب نيوز» لذت مي‌برم.

* آن روزنامه‌نگاري كه از نظر شما براي كشيدن مناسب است، كيست؟

– «عوني بشير» يا «خالد قشطيني».

* كدام يك از كاريكاتورهاي شما بلواي سياسي به راه انداخته است؟

– طراحي درباره‌ي وضعيت مصر و درباره‌ي جهانگردي و تروريسم كه در نتيجه‌ي آن، روزنامه‌ «الاهرام» يك صفحه كامل به من اختصاص داد و با بياني كه سزاوار اين روزنامه نيست و حتي به شيوه‌اي غير محترمانه، مطالبي درباره‌ام نوشت.

* آن طراحي كه در ميان اعراب و خارجي‌ها به طرح‌هاي شما توجه كرده و دنباله‌رو شما شده، چه كسي است؟

– فقط يك نفر است، افراد زيادي هستند كه شيوه‌هاي شگفت‌انگيز و جهاني دارند، همان‌طور كه من از طرح‌هاي بسياري از طراحان خارجي پيروي كرده‌ام.