دوست داريد از كجا شروع كنم، از كي و از چي بگم؟

توي شهر ما يك اتفاق افتاد كه خيلي مهم بود اما بعضي‌ها مي‌خواستن اين قضيه را كمرنگ كنن. نه اينكه از بدجنسي‌شون باشه و خدايي نكرده حسود باشن، فقط هضم اين باور براشون خيلي سخت بود و ديگه دير شده اين هنري كه شما مي‌خواهيد اشاعه بديد و ترويج كنيد در اين استان و يا حداقل در اين شهر غير ممكن است‌.

مي‌پرسم چرا دير شده؟ چرا ممكن نيست؟مگه ما چي از بقيه كم داريم؟

البته به اين امر واقفيم كه ما با وجود كاريكاتوريست‌هاي خوب و با استعداد متأسفانه كردستان سابقة درخشاني در برگزاري جشنواره‌ها، نمايشگاه و يا چاپ كتاب و نشريه تخصصي كاريكاتور ندارد و عدم درخشش كاريكاتوريستهاي ما نه در مسابقات خارجي يا حتي داخلي باعث شده كارنامه ما در طول اين چند سال پراكنده و محدود باشد كه فراتر از چهارديواري خانه كاريكاتوريست يا ديوارهاي نگارخانه و حداقل شهرمان نرفته است اين است كه در چند سطر به صورت مختصر مي‌بيند.

اولين حركت هنري كه منجر به چاپ نشريه‌اي طنز مي‌شود به سال 1355 بر مي‌گردد نشريه نگاهي سنندج به دست مديرمسئولي «احمد كمانگر» ولي از كم و كيف اين نشريه كه طنز كردي بوده يا فارسي، فقط شعر بود، يا كاريكاتور هم چاشني مطالب آن بود يا نه اطلاع دقيقي نداريم آرشيو كتابخانه مركزي، حكمت، كردستان‌شناسي، و ساير منابع موثق (معتبر سابق!) اظهار بي‌اطلاعي مي‌كنند.

هنرهاي تجسمي در سنندج با فعاليت‌هاي مستمر و درخشان استاد «هادي ضياء‌الديني» هنرمند نامي و پرتوان كرد شروع مي‌شود جديت بي‌وقفه ايشان در امر تربيت شاگردان مدرسه و جديت و پشتكار بي‌وقفه ايشان در امر تربيت شاگردان بسيار و خلق آثار ماندگار كه سنندج را هميشه ستاره‌اي درخشان در آسمان فرهنگ و ايران زمين نموده است. تأثير بي‌چون و چرا و بسزاي استاد ضياءالديني (بي‌اغراق با پرورشي بيش از 70 درصد از كساني كه در حال حاضر از هنرمندان مطرح و دانشجويان برتر رشته‌هاي مختلف هنرهاي تجسمي هستند) انقلابي در تاريخ فرهنگ و هنر اين سرزمين به وجود آورد كه موج اين حركت و تلاش پرثمره همچنان عرصه فرهنگ و هنر اين خطه را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. اولين نامي كه در ذهن هر كردستاني بلافاصله نقش مي‌بندد و بي‌درنگ مي‌گويند:…

كسي نيست جز استاد «بهزاد تارا»

اين طراح، كاريكاتوريست و نقاش 42 ساله سنندجي از شاگردان قديمي «ضياء‌الديني» است كه با سابقه طولاني وحرفه‌اي بيش از 20 سال است كه به قول خودش بوم پاره مي‌كند و كاغذ خط‌خطي مي‌كند!؟

جشنواره‌ها و مسابقات متعدد داخلي و خارجي، بر پايي چندين نمايشگاه، چاپ يك كتاب كاريكاتور و مصورسازي دهها كتاب و مجله همينك در نشريه محلي «سيروان» فعاليت مي‌كند و ستوني به نام «ده‌لاقه» دارد كه هر هفته با موضوعات و مسايل روز ايران و جهان ور مي‌رود! كتاب «چندچهره» او مجموعه‌اي بسيار زيباست از خلاقيت و هنر ايشان كه با طبعي سرشار از شيطنت و خيال‌انگيز خاص تارا شخصيت‌هاي مهم جهان، ايران و كرد را با قلم تواناي خويش به تصوير كشيده‌ است.

بانوان كاريكاتوريست سنندجي با وجود تعداد انگشت‌شمار خود از پس همه كاريكاتوريست‌هاي مرد ما برمي‌آيند!

خانم‌ها «سروه اميري و شيوا كه دو تن از بهترين كاريكاتوريست‌هاي انيماتور، هستند كه فعاليت مستمر و حرفه‌اي آنها با صداوسيما مركز كردستان در ساخت انيميشن قريب به دو سال است كه ادامه دارد.

( هانا جهان‌بخش) كسي كه خيلي سريع پيش مي‌رود و زود چهره خواهد شد دختري است فعال و خوش‌فكر كه فعاليت حرفه‌اي خود را با گره انيميشن‌سازي «كيميا» شروع كرده و عضو هيئت اجرايي گروه كاريكاتور «خط‌خطي» و مشاور هنري نشريه طنز «گالته» است.

«جمشيد فرجوند» هنرمند پرجنب و جوش و بيجاري با نام مستعار «فردا» عكاسي توانا، كاريكاتوريستي بازيگوش و نقاشي چيره‌دست. برادران كرد ما در بوكان «سيد امين و سيد ياسين قريشي كه با فعاليت‌هاي ديرينه طنز كاريكاتور خويش در اكثر مطبوعات كردستان جايگاه ويژه و ممتازي را بدست آورده‌اند. سبكي خاص كه در اين خطه و در اين رشته با اجراهاي خاص و سوژه‌هايي متفاوت آنها كاريكلماتور كردي را خيلي زيبا و شيرين مي‌نگارند.

از جوانان مستعد و با انگيزه ديگر مي‌توان به فواد محمدي جوان خوش‌آتيه و پركار كامياراني اشاره كرد كه با جديت و پشتكار مثال‌زدني الگوي خوبي براي كاريكاتوريستان جوان خواهد بود. از مهدي احمديان هم نبايد غافل شد جواني كه با امكاناتي بسيار محدود و ناچيز و همچنان يار پرتلاش و خستگي ناپذير ما در شهرستان «ديواندره» است.

اولين جرقه انجمن كاريكاتوريستان كرد

نخستين گامي كه در جهت تأسيس اين مركز نهاده شد ارتباط اعضاي گروه كاريكاتور «خط‌خطي» با مدير مسئول محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي كردستان جناب آقاي «محمدحسن مهاجري» بود كه طي جلساتي كه برگزار شد چگونگي ساماندهي، برنامه‌ريزي و تأسيس اين انجمن به بحث و بررسي گذاشته شد و در اولين آزمون و استارت نمايشگاه كاريكاتور آثار بزرگمهر حسين‌پور كاريكاتوريست حرفه‌اي و توانايي كشور بود.

متأسفانه با وجود تدارك ديدن برنامه‌ها و مقدمات بسيار از طرف بچه‌هاي كاريكاتور «خط‌خطي» آقاي حسين‌پور به دليل پاره‌اي از مشكلات (يا بهانه‌ها!) نتوانستند به كردستان سفر كنند و خيلي مشتاقان و علاقه‌مندان به اين هنر را چشم به راه گذاشت.

ارتباط ديگر ما با رئيس محترم حوزه هنري (سازمان تبليغات اسلامي) باعث شد تا فضايي مصاعد و مناسب در اختيار بچه‌هاي هنرهاي تجسمي و كاريكاتوريستان خوب ما قرار بگيرد.

«طنز و كاريكاتور» واحدي كه در اساسنامه و مرام نامه حوزه تعريف شده و در رأس و اهم فعاليتهاي اين مركز قرار گرفته كه با صحبت‌هايي كه انجام شد مسئوليت برگزاري و برپائي كلاسهاي آموزشي و ساير برنامه‌ها به گروه خط‌خطي واگذار شد (البته! زير نظر و برنامه‌هاي حوزه هنري).

هنوز چند ماهي از دست به كار كردن اين شاخه نمي‌گذرد آنهايي كه بدبينانه و با نگاهي استهزا مسايل و فعاليت‌هاي ما را دنبال مي‌كردند اميد و باور اين مسئله كه در خاك حاصلخيز اين ديار هم مي‌توان بذر اتحاد و دوستي را افشاند و با تداوم همكاري و تعاون ريشه‌هاي اين درخت در دل همه علاقه‌مندان دوستداران هنر گسترش داد تا باشد آفتاب مهرورزي و همدلي ميوه شيرين پيشرفت را به كودكان اين ديار ارزاني داريم و افتخار مي‌كنيم چون براي بودن و شدن در سايه اين درخت كه خودمان كاشتيم مي‌نشينيم و چاي دشلمه قند پهلوي شاغلام را هورت مي‌كشيم و مي‌گوييم يوهو و به به و از اين حرفا .

و باز هم درخت مي‌كاريم

و خوب مي‌كنيم مي‌كاريم بتركد چشم حسود در اين درخت كه

بعد مي‌رويم درختها را كه كاشتيم يواشكي مي‌بريم و چوبش را مي‌فروشيم

به آن ور آب بعد تجارت الكترونيك مي‌زنيم و مي‌رويم كار فرش

بعد قاچاقي جنس وارد مي‌كنيم آنوقت كه گرفتنمان و آب خنك خورديم مي‌گويم غلط كرديم به گرو پدرمان كه كاريكاتوريست نداريم به ما چه اصلاٌ!