به منظور وسعت بخشيدن به دامنه‌ي شناخت كاريكاتور در هفته نامه وزين سيروان، از اين پس مباحث مربوط به كاريكاتور را تحت عنوان «آشنايي با كاريكاتور» به خوانندگان عزيز ارائه خواهيم داد.

يكي از مباحث اصلي هنرهاي بصري كه در طنز تصويري نيز از ارزش برخوردار است، شناخت، «بعد» يا «پرسپكتيو» است. اهميت پرسپكتيو در آثار كارتوني، زماني مشخص مي‌شود كه با استفاده از آن بتوانيد تقدم و تأخر مشاهده‌ي مخاطبان را نسبت به كاراكترهاي  موجود در تصوير، تحت اختيار خود درآوريد. (البته زماني كه اين امر با تركيب‌بندي (Compostion) همراه مي‌شود.)

منظور كلي از «پرسپكتيو» درك دوري يا نزديكي نسبي اشياء است. به عبارت ديگر اگر دو جسم كاملاً يكسان را نسبت به ديدگان خود در دو فاصله‌ي مختلف قرار دهيد، آنكه به شما نزديكتر است، بزرگتر ديده مي‌شود و آن كه دورتر است، كوچكتر. براي شناخت بهتر، از خط شروع مي‌كنيم: دو خط يكسان نيز اگر نسبت به ديدگان شما در دو موقعيت مختلف فاصله‌اي قرار بگيرند، آنكه دورتر است، كوتاهتر و آنكه نزديكتر است، بلندتر ديده مي‌شود.

بعد از «خط» يا بعد اول به «سطح» يا بعد دوم مي‌رسيم. با توجه به گفته‌هاي بالا حتماً خواهيد دانست كه اگر دو مربع يكسان را در دو موقعيت مختلف فاصله‌اي نسبت به چشمهايتان قرار دهيد، آنكه دورتر است، كوچكتر و كم‌ سطح‌تر و آن مربع كه نزديكتر است، بزرگتر و داراي سطح بيشتري به نظر مي‌رسد، در صورتي كه شما مي‌دانيد ابعاد هر دو يكسان است.

حالا دست به ابتكار جديدي بزنيم. فرض كنيد محوري عمودي از ميان مربع شما مي‌گذرد. اگر اين مربع را كمي حول محور بچرخانيم، يك طرف (ضلع)، مربع به شما نزديكتر و يك طرف (ضلع) ديگر از شما دورتر مي‌شود و ضلع نزديكتر را بزرگتر و ضلع دورتر را كوچكتر نمي‌بينيد.

از همه مهمتر اينكه شكل كلي مربع هم عوض شده است!

اينجا ديگر مربع نداريم، شكل جديد ما يك ذوزنقه است.

اگر همين كار را بر روي يك مستطيل انجام دهيم باز به يك شكل ذوزنقه‌اي خواهيم رسيد.

و اما يك كار ديگر. مي‌توانيد دايره را درون مربع‌تان قرار دهيد. پس از چرخ مربع، حول محور عمودي خواهيد ديد كه دايره تبديل به بيضي شده است. هر چه اين چرخش بيشتر شود، نظر كوچك بيضي شما كوچكتر و كوچكتر خواهد شد.

پس تا اينجاي كار با دو نكته آشنا شده‌ايد، يكي دوري و نزديكي و ديگري تغيير شكل.

حالا يك كار جديدتر را انجام دهيد: مربعي را كه ابتدا در مقابل شما ايستاده بود، از روبرو روي زمين بخوابانيد. حالا دو ضلع افقي خواهيد داشت و دو ضلع اُريب. دو ضلع اُريب را با نقطه‌چين امتداد دهيد. مي‌بينيد كه اين دو خط در يك نقطه همديگر را قطع مي‌كنند. اين نقطه را «نقطه‌ي گريز» مي‌نامند.

همين امر در مورد يك جاده و يا ريل راه‌آهن نيز مصداق دارد. همانطور كه مي‌دانيد، عرض ريل يا جاده تغيير نمي‌كند. ولي در دوردست چنين به نظر مي‌رسد كه دو لبه‌ي  جاده يا خط آهن همديگر را در نقطه‌اي (نقطه‌ي گريز) قطع كرده‌اند. اگر كمي دقت كنيد، مي‌بينيد اين نقطه‌ي گريز بر روي خط جداكننده‌ي زمين و آسمان (خط افق) قرار دارد. خط افق در حقيقت خطي فرضي است كه مقابل چشمان ما قرار دارد. اگر ارتفاع چشم‌هاي ما را كف اتاق مثلاً 170 سانتي‌متر باشد، ارتفاع خط افق در آن اتاق در اين ارتفاع خواهد بود.

از «سطح» يا بعد دوم به «حجم» يا بعد سوم مي‌رسيم. يك مكعب را در نظر بگيريد كه تمام وجوه آن مربع است. اگر مكعب را طوري ببينيم كه دو وجه آن در مقابل چشمان ما باشند، دو نقطه‌ي گريز خواهيم داشت. همين مسأله را مي‌توانيد براي ساختمان‌هاي داخل شهر نيز كه اشكال «مكعب مستطيلي» هستند، به خوبي ببينيد. نكته‌ي جالب اينكه نقاط گريز هر مكعب (دو نقطه) بر روي خط افق منطبق مي‌شود. همانطور كه در اشكال مشاهده مي‌كنيد، ممكن است بخش كوچكي از وجه سوم را نيز مشاهده كنيد.

حالا به پرسپكتيوي مي‌رسيم كه سه بعد كامل را مشاهده مي‌كنيم. «پرسپكتيو سه نقطه‌اي» كه دو نقطه بر روي خط افق منطبق هستند و نقطه‌اي ديگر يا در بالا و يا در پايين خط افق قرار دارد. موقعيت اين نقطه‌ي سوم در بالا يا پايين خط افق وابسته است به وضعيت ديدگان ما نسبت به جسم يا موضوع مورد نظر ما.

حالا از نكته‌هاي گفته شده‌ي خشك و ظاهراً بي‌روح قبلي به طنز تصويري و استفاده‌هاي آن از پرسپكتيو مي‌رسيم.

كارتونيست و كاريكاتوريست‌هاي بزرگ در گذر زمان، بهترين و بيشترين استفاده‌ها را از ديدگاه‌هاي چند بعدي برده‌اند.

شما در آثار «دوميه» كاريكاتوريست بزرگ فرانسوي قرن نوزدهم، مسأله‌ي «تقدّم و تأخّر» يا به عبارتي دوري و نزديكي براساس اهميت موضوع را به خوبي مي‌بينيد.

همينطور در آثار «چارلز آدامز» كاريكاتوريست فقيد مجله‌ي «نيويورك». استفاده‌ي او از پرسپكتيو دو نقطه‌اي به خوبي مشخص است.

همينطور در آثار «رونالد سيرل» و «رلف استدمن».

بهره‌گيري از پرسپكتيو دو نقطه‌اي، شايد يكي از رايج‌ترين استفاده‌هاي اين مهم در آثار طنز تصويري باشد.

با استفاده از پرسپكتيو سه نقطه‌اي، كارتونيست قادر خواهد بود با اغراق در اهميت موضوع اصلي، ديدگاه خويش را با حس بيشتري به مخاطب منتقل كند. وقتي ديد سه نقطه‌اي شما به موضوع از بالا باشد، مسلماً موضوع يا سوژه‌تان را بيشتر و بيشتر به ديده‌ي كوچكي يا حقارت نگريسته‌ايد، و بالعكس وقتي از زير به سوژه نگاه مي‌كنيد، بزرگي و عظمت او را بهتر القاء خواهيد كرد؛ و شايد ترسناك بودن او را!

استفاده از پرسپكتيو، تنها به همين چند موضوع خلاصه نمي‌شود. گاه براي نشان دادن بهتر موضوع به كار مي‌رود و گاه براي اينكه بتوان صحنه‌ي نسبتاً شلوغي را بهتر نمايش داد.

چند نكته را به خاطر داشته باشيد:

1- خط افق را فراموش نكنيد.

2- سعي كنيد نقاط گريز و ارتباطشان با خط افق را پيدا كنيد.

3- براي درك بهتر اشكال و تغييرات شكلي در فضا، آنها را درون مكعب‌هايي متناسب با شكل و اندازه‌شان فرض كنيد.

4- منظره‌اي را كه مي‌خواهيد بكشيد، در حالت‌هاي پرسپكتيوي مختلف (يك نقطه‌اي، دو نقطه‌اي، سه نقطه‌اي) در نظر بگيريد.

5- موضوع اصلي‌تان در صفحه بايد بزرگ‌تر و به شما نزديك‌تر باشد.

6- ……

در ضمن به شما پيشنهاد مي‌كنيم كه مجموعه كتاب‌هاي منتشر شده در مورد پرسپكتيو در داخل كشور را به خوبي مطالعه و براساس نوشته‌هاي موجود در آنها، به تمرين اين مقوله بپردازيد.

از طرف ديگر با مشاهده‌ي و مطالعه‌ي عيني بر روي آثار طنزپردازان تصويري معتبر داخل و خارج، نحوه‌ي استفاده اينان از پرسپكتيو و ديدگاه سه بعدي را مورد بررسي قرار دهيد.

منابع و مآخذ:

1– Cartooning, by: Polly Keener,…

2- پرسپكتيو، نوشته‌ي «ارنست نورلينگ»، ترجمه‌ي عربعلي سُروه، انتشارات بهار، 1369،1364.

3- هنر كاريكاتور، نوشته‌ي «ادوارد لوسي- اسميت»، انتشارات برگ 1364